پیامبر اعظم(ص) "رَحمَةٌ لِلعَالَمین" بودند ، انسانها در بین تمام مخلوقات خدا بهترین و افضل ترین موجودات ناطقی هستند که خداوند از آین موجود اشرف مخلوقات نام می برد و این رحمت خدایی از سمت آگاهانه است نه از سمت غریزی یعنی انسانها با علم و دانش و با رهنما و کتاب های الهی و از دل باطنی می فهمند که خداوند ذاتش ارحم الراحمین است و این نشات گرفته از رحمت بی کران خداوند تبارک و تعالی است ((يُحِبُّهُم وَيُحِبّونَهُ))خداوند جمعیّتی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند،پس قبل از اینکه ما خدا را دوست داشته باشیم خدا ما را دوست دارد .و در بین انسانها پیامبر اعظم(ص) دقیقترین انسان از تمام ابعاد انسانی در روی کره زمین بوده و مظهر خدابوده و این رحمت همان تعادل و اعتدال یا میانه روی در امورات زندگی بشر و در امورات علوم صنعتی، غیرصنعتی است . که شامل تعادل فکری، تعادل جنسی، تعادل علمی، تعادل فکری و بدنی و روحی و... هست تمام جمادات و نبادات و حیوانات دارای تعادل غریزی هستند و فقط انسان از تعادل اختیاری برخوردار است و انسان می تواند این تعادل هستی و امورات زندگی بشر را در روی کره زمین بهم بریزد و هرج و مرج ایجاد کند به همین دلیل خداوند رسولانی فرستاده و کتای فرستاده تا انسانها با مراجعه به کتاب الهی تعاد و اعتدال را به صورت عمقی بشناسند و به آن جامع عمل بپوشانند و اگر انسان نتئاند تعادل را خوب بشناسد مطمئناً تعادل بشری و دنیوی و حتی معنوی را بهم خواهد زد همانطوری که در خیلی از جاهای این کره خاکی بهم زدند مثل آلودگی ها ، خشونت ها، جنگ ها ، سلاحهای هسته ای و غیر هسته ای یا ضعیف شده و... و انسان را در معرض خطر و ضرر و زیان و خسارتهای جبران ناپذیر قرار میدهند . در تعادل مثلاً بی نهایت انسان به سمت فضیلت و برتری و کمال انسانیت است و از سمتی بی نهایت به سمت خشونت ، و فساد و رذایل اخلاقی و مفسد الارض قرار می گیرد . انسان دقیق در وسط این دو بی نهایت سیر و سلوک می کند نه به سمت افراط و نه به سمت تفریط . وقتی آفتاب طلوع میکند به هر ماده ای برخورد کند که قابل مشاهده باشد سایه از خود نشان میدهد و وقتی هم در سمت غروب است باز به هر ماده ای برخورد کند که قابل مشاهده باشد سایه نشان میدهد ولی وقتی این آفتاب در وسط آسمان قرار گیرد و به ماده برخورد کند دیگر از سایه خبری نیست این اصل تعادل است یک انسان مفصل مثل یک ماده بدون سایه است داشتن سایه یعنی داشتن عدم تعادل ، مثال دیگر اگر آب منجمد شود و حرکتی از آن سر نمی زند و اگر رودخانه ای باشد جریانش تند و خروشان باشد همه را با خود می برد و طغیانگر است پس رودخانه ای قابل استفاده است نه انجماد باشد و نه طغیانکر و خروشان بلکه سیال و ارام و جریان داشته باشد . پس این فقط انسان است که تعادل جهان را بهم می زند و قرآن از اول تا آخر از تعادل و اعتدال سخن می گوید محبت ، مودت، احترام به دیگران ، دوست داشتن همدیگر و سلام گفتن و.. همه از جنس اعتدال هستند. وقتی به یکی سلام میدهیم یعنی بهش میگیم از طرف من جامعا در امنیت هستی و وقتی جواب سلام را مخاطب میده یعنی ایشون هم جواب میده تو هم از طرف من جامعا در امنیت هستی این حرکت یعنی صلح و دوستی یعنی اعتدال و میانه روی
برچسب:
نویسنده: اشکان بهرامی